زمین،میدان نبردی است بین خوب و بد.نبرد حق و باطل.نفس و مرگ.شکست و پیروزی.هر بازی و روالی دستوری دارد،مشخص. با تابع ها و معلوم ها و مجهول ها.مجهول ترین متغیر همان تابع یا صورت مسئله است.

با پیروزی باید در آزادی بود.آزاد از غم و شادی، آزاد از علاقه و نفرت.و آزاد از ترس مرگ.

در چنین مرحله ای می توان با بی خیالی تمام برنده شد.می توان لذت برد.علاقه و نفرت.خشم و ارامش، همه و همه یک احساس پوچ و بی معنی است از واکنش های مغز.رفتاری است سر در گم از ارسال پیغام های الکتریکی مغز.

باید روی موج آب،آزاد بود.